دنیا رو به یک لحظه نگاهت نمیدم
پسر قشنگم، عسل مامانی و بابایی! میدونم شاید نوشتن بعضی چیزا در ابن سن تو ،در وبلاگت زود باشه . اما چون اینها حس الان و حرفهای الان منه به تو ، وضمنا تو خیلی زود بزرگ میشی و قراره که این مطالب رو بخونی. پس برات مینویسم. خیلی خیلی خوشحالیم از اینکه گرمای خونه مایی. بودنت با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.دنیا رو با یک لحظه در آغوش گرفتنت، خندیدنت، بازی کردنت راه رفتنت و ... عوض نمیکنم. از روزی که بالهای فرشته ای ات رو تو اون عالم گذاشتی و زمینی شدی، همه دنیای من وبابایی در تو خلاصه شد. لحظه لحظه با تو بودن خودش برامون یه دنیا شیرینی و لذته . بزرگ شدنت ر...
نویسنده :
یلدا
10:25









